<?xml version="1.0" encoding="utf-8" standalone="yes"?><rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"><channel><title>زیر_سوال_بردن on
فاروق</title><link>https://blogfa.farooqkz.com/tags/%D8%B2%DB%8C%D8%B1_%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84_%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%86/</link><description>
Recent content
in زیر_سوال_بردن
on
blogfa.farooqkz.com</description><managingEditor>
fkz@riseup.net
(فاروق کریمی زاده)</managingEditor><webMaster>
fkz@riseup.net
(فاروق کریمی زاده)</webMaster><generator>Hugo -- gohugo.io</generator><language>fa</language><copyright>(C) بعضی از حقوق مطلب‌ها تحت پروانهٔ CC-BY-SA 4.0 محفوظ است.</copyright><lastBuildDate>
Thu, 24 Sep 2026 00:00:00 +0000</lastBuildDate><atom:link href="https://blogfa.farooqkz.com/tags/%D8%B2%DB%8C%D8%B1_%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84_%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%86/index.xml" rel="self" type="application/rss+xml"/><item><title>پرسش‌گری حد و اندازه‌ای دارد</title><link>https://blogfa.farooqkz.com/religion/do-not-ask-too-much-mosque/</link><pubDate>Thu, 24 Sep 2026 00:00:00 +0000</pubDate><guid>https://blogfa.farooqkz.com/religion/do-not-ask-too-much-mosque/</guid><description>
&lt;p&gt;امروز با یکی از آشنایان و احتمالا دوستان آینده در مسجد قرار گذاشته بودیم تا بنده حجم زیادی دادهٔ آموزشی از جمله کتاب و مقاله در اختیار او قرار دهم. قرار بود هر یک با لپ‌تاپ‌های خود و کابل شبکه به مسجد بیاییم تا او داده‌ها را از من بگیرد. روی لپ‌تاپم نسخهٔ برون‌خط(یا آفلاین) چند وب‌سایت را ریختم به این امید که برای مطالعه و یادگیری به کارش بیاید. البته او فقط درخواست نسخهٔ برون‌خط وب‌سایت عبد العلی بازرگان را کرده بود. با این وجود من چیز‌های دیگر از جمله ویکی‌پدیای فارسی و چند منبع برنامه‌نویسی به او دادم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بعد از نماز، یکی از حضار مسجد به این رفیق ما نصیحتی کرد. او از پرسش‌گری و تحقیق زیاد و همین‌طور خواندن زیاد نهی می‌کرد. و یادآوری می‌کرد انسان باید اهل عمل باشد نه خواندن زیاد. او می‌گفت انسان نباید بیش از حد پرسش کند چرا که «کارش به جاهای خطرناک می‌کشد». این نصیحت‌کننده اتفاقا کسی بود که می‌گفت بنا به سنت محمد پیامبر، خندیدن و قهقهه زدن حرام است. و خنده باید صرفا در حد یک «لبخند» باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آری، زمانی که در به روی پرسش را ببندی و فکر خود را در بند کنی، چنین می‌شود&amp;hellip;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;البته چنین رفتاری مختص گروهی از مسلمان‌ها نیست. یکی از آشنایان مسیحی نیز زمانی که راجع به تثلیث تحقیق می‌کردم و در «درون» آن کنکاش می‌کردم به من گفت «نیازی نیست آن را واقعا/زیاد بفهمی». و جالب‌تر این‌که خارج از حوزهٔ دین نیز این رفتار وجود دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شاید گمان می‌کنید در مورد آداب و رسوم و فرهنگ صحبت می‌کنم؟ البته آداب و رسوم را نیز نمی‌توان به راحتی زیر سوال برد. اما بدتر از آن، بسیاری از نظریه‌های علمی را نمی‌توانی زیر سوال ببری وگرنه دودمانت را به باد خواهند داد. در یک جمع از غربی‌ها روی بعضی از نظریه‌ها دست بگذار و ببین چطور این روشن‌فکران تو را با تاید سه بار می‌شویند و روی بند آویزان می‌کنند! حال در یک جامعهٔ مذهبی دربارهٔ درستی این نظریه‌های علمی صحبت کن و ببین چطور خونت را مباح اعلام خواهند کرد!&lt;/p&gt;</description></item></channel></rss>